|
"اشک حرم نشين نهانخانه ی مرا...زانسوي هفت پرده به بازار مي کشي" ...خدايا رهايم مکن
|
|
|
|
||||
|
بسم ربّ الحسین (ع) خیز و جامه نیلی کن، روزگار ماتم شد دور عاشقان آمد نوبت محرم شد حُر حسین آمد و آزاد از یزیدت کرد خلاص از قفس وعده و وعیدت کرد سیاه بود و سیاهی هر آنچه می دیدی تو را سپرد به آیینه ، رو سپیدت کرد چه گفت با تو در آن لحظه های تشنه حسین ؟ کدام زمزمه سیراب از امیدت کرد ؟ به دست و پای تو، بارِ چه قفل ها که نبود حسین آمد و سر شار از کلیدت کرد جنون تو را به مرادت رساند ناگاهان عجب تشرف سبزی ! جنون مریدت کرد نصیب هر کس و ناکس نمی شود این بخت قرار بود بمیری خدا شهیدت کرد نه پیشوند و نه پسوند، حُر ِحُری تو حسین آمد و آزاد از یزیدت کرد *********** اين ماه ميشود كه شوم چيز ديگري يك چيز ديگري كه ندانم اگر شوم حتي اگر يزيدم و در سپاه كفر چون حر، بعيد نيست شهيد نظر شوم ----------------- * شعر از: مرتضی امیری اسفندقه ** هميشه محرمها شب اولش برايمان ميخوانند كه http://sfo.blogfa.com/post-134.aspx (چقدر ساده می شود خوب بود و نبود ... )= جایی برای بودن -------------------------------- بعد نوشت: 7-10-88 یازدهم محرم (کاش می مردم) لعنت خدا و ملائکه و انبیا و اولیاء الهیبر آنها که دانسته، تیغ به روی اسلام و انقلاب می کشند. http://khaneye-doost.blogfa.com/post-338.aspx
دوای درد مرا هیچ کس نمی داند فقط بگو به طبیبان دعا کنند مرا! محرم الحرام ۱۴۳۰
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 10:27 توسط آرام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 1:57 توسط آرام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یا لطیف!
گاهي اصلا مهم نيست كه گوش نكني گاهي برايم مهم است كه گوش كني
گاهي اصلا گوش كردن و نكردنت برايم مهم نيست اينبار ميآيم تا تشكر كنم ------------------------------- پی نوشت: * از وبلاک "جایی برای بودن" http://sfo.blogfa.com/post-132.aspx - سخن سر بسته گفتی با حریفان خدا را زیــــــــــن معما پرده بــــــــردار دوای درد مرا هیچ کس نمی داند
+
نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت 14:56 توسط آرام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یا لطیف!
اي صبا از من به اسماعيل قرباني بگو ندا در رسید که ابراهیم! دست نگه دار که خدایت ذبحی عظیم فرستاده است عرفه هنگامه ی گشوده شدن درهاست؛آن قدر که بزرگی هیچ معصیتی امید این روزرا ناامید نکرده است و من در این روز از این در، اگر وارد شوم! برای قربانی فردا چه حاضر کنم؟ خدایا! در این روز دهانم را باز می کنی؟ تا اعتراف کنم که: و اعتراف کنم : و از تو بخواهم : فقط بگو به طبیبان دعا کنند مرا! نهم ذی الحجه ۱۴۳۰ ---------------------------- * برداشتی از دعای عرفه تکمله: - روزهایی که گذشت در تحریمی خود خواسته بودیم و نشد که بیایم و بگویم از روزی که: 1.شعار بسیجی واقعی همت بود و باکری را از زبان کسانی بشنوی که تا همین دیروز بابسیج از بنیان و ریشه اش مخالف بوده اند... وسکوت بسیجیانی که با خدا معامله کرده اند نه با نامشان و بر تعهدشان استوار؛ که اگر پیرو مولایشان امام علی(ع) هستند سزاست که چون او سر در چاه کنند و دم نزنند! 2. کلاس بزهکاری اطفال... کنفرانس با موضوع "اعدام کودکان زیر 18 سال" و تاکید فراوان استاد مبنی بر -جالب ترین وجه قضیه: دانشجویانی که تا لحظاتی قبل یا در چرت به سر می بردند و یا به پاکنویس دروس مهم ترشان! مشغول بودند؛ ناگهان همگی مشتاق ادامه ی بحث آن هم از نوع سبز سیاسی شدند!!! 3. به کجا می رویم؟ خدایا عاقبت همه ی جوانان ما و البته ما را نیز به خیر گردان... 4.پیرزنی را در صف اتوبوس کنار بزنند و در اعتراض به رعایت نکردن نوبت به او بی حرمتی کنندو تو همین طور که متعجب و حیران و متاسف شده ای ببینی همان پیرزن نیز حرمتی برای خود قائل نشود و بعد از فتح پله های اتوبوس، فحش هایی نثار طرف کند که عرق شرم بر رخت بنشیند و ندانی به کدامیک بیشتر تاسف بخوری 5. برای عزیزی که از نبودن و ندیدن ما خوشحال است بگویم که 6. خدایا! مرا وسیله ی "فصل" کردن قرار داده ای که چه؟! رونوشت به عزیزانی که ناخواسته به میان رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد ما به قربان تو رفتیم و همان جا ماندیم
+
نوشته شده در جمعه ششم آذر 1388ساعت 8:41 توسط آرام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اعوذ بالله من الشیطان العین الرجیم يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِای مؤمنان! از گام های شیطان پیروی نکنید وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِو هر که از گام های شیطان پیروی کند هلاک می شود زیرا او آدمی را به زشتی و زشتکاری فرمان می دهد وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَىٰ مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا و اگر نبود فضل و رحمت خدا بر شما، هرگز احدی از شما به پاکی نمی رسید وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ *ولی خدا هر که را بخواهد پاک می کند؛ و خدا شنوا و داناست ******* گام های شیطانیا سیب هایی سرخ تا دوزخ آنچه شیطان می کند: «خُطُوات» جمع «خُطوه» است به معنی گامهای کوتاه و آرام، که آدمی را رفته رفته به مقصود میکشاند، آنچنان که شیطان چنین می کند: از گامهای بسیار کوچک شروع میشود، که در ظاهر بیاهمیتند. همه انسانها به موجب خلقت و فطرت، در معرض لغزش و
اشتباه هستند و استعداد پذیرش وسوسهها را دارند؛ امّا چگونه میشود در
مقابل آن وساوس ایستاد؟ حضرت حق تبارک و تعالی در جای دیگری می فرمایند****: از شیطان و وسوسه هایش، تعبیر به «طائف» (طواف کننده) می شوند،چون شیطان آنقدر گرد فکر و روح آدمی طواف می کند و در گوشش وسوسه نجوا می کند تا شاید منفذی برای نفوذ یابد. اگر آدمی در بحبوحه ها این حملات، به یاد خدا و
عواقب شوم گناه بیفتد، به بصیرتی مجهز می شود، که وسواس را از او دور کرده
و او را از چنگ شیطان رها می کند، که اگر اینطور نباشد، باید تسلیم آن
دشمن جانی گردد و افسار به دست او سپارد، و شیطان آرام آرام و قدم به قدم،
او را تا اسف السافلین همراهی می کند تا مطمئن شود، انتقام از سو گل هستی!
- او که باعث شد تا به خاک تبعید شود - به ثمر نشته است. چاره مشکلِ ِوسوسههای شیطان، «یاد خدا» است: باور کنیم با همه این حملات گسترده و ناجوانمردانه، حضرت رحیم، آن ملعون رجیم را- او که برای آدمی«عدو مبین» است را - در برابر اهالی حرم ایمان و تکیه زنندگان دیوار ِاستوار توکل، ذلیل و ضعیف می نامد و میفرماید##: یا در جایی از مصحف شریف، در برابر خط و نشان های آن ذلیل زبون، نهیب می زند: «إنّ عبادی لیس لک علیهم سلطان وکفی بربّک وکیلا » اما همه این حمایت های حضرت سرمد آن زمان فریاد رس خواهد بود که فریاد التجائی بلند شود و آدمی چون طفلی هراسان، به دامان پرورنده مهربان، پناه برد. ---------------------------------------------------------- *. نور / ۲۱ **. اعراف/۲۰۰ ***. این آیه، عیناً در آیه 36 سوره فصلت تکرار شده است ****. در آیه 201 سوره اعراف گفته است #. در آیه28 سوره رعد میفرماید ##. در آیه 99 سوره نحل ---------------------------------- پی نوشت: به نام خدا - با خودم گفتم بد نیست مطالب خواندنی و به دل نشستنی دیگران را با دسته بندی موضوعی - و بهترین شروع : این هشدارنامه از وبلاگ "خانه دوست" تا بدانم که مبارزه ای سخت با - و بهای استفاده از مطالب "خانه دوست" دعا برای "راحل" (صاحب خانه) می باشد. یادتان نرود.
یا مجیر! اهدنی الی صراط المستقيم و اجرنی من النار يا مجير بعد نوشت : امر فرمودند منبع اقتباسی را بنویسیم ****** امروز 23 ذی القعده روز زیارت مخصوص امام رضا(ع) سنه دویست و سه به قولی شهادت ایشان واقع شده مرا نميرسد، با غريبنوازي تو، كنار بيايم! قرار ما حرم توست!
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 10:9 توسط آرام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یا لطیف!
« ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فرزند آدم چیزی بالاتر از یقین داده نشده است»
در این کـرانه ی ماتـم مرا ضمانـت کن من آهـوانه به بنـدم، مرا ضمانـت کن --------------------------------------- تکمله: ما برای وصل شدن به ولایتت، کلمات و سطرها را بهانه می کنیم. ما برای گم نکردن ردّ خودمان به زیارت های تکراری می آییم. ما برای دلتنگی های خودمان به شکایت می آییم و تو یادمان می دهی که شان دوستان خدا، راستی و حق و مداراست** ما برای آرزوهای کوچک خودمان! دست به دعا بالا می بریم و تو دستهایمان را با نعمت های بزرگ پر می کنی نعمت بزرگ؟! تو هرگز نادیده مان نگرفته ای ... تو که کبوتران حرمت آنقدر اهلی شده اند که
کفتـران آسمـانی هم اسـیـر دام او می کشاند هر دلی را در رهایی ها به بند **************** شفای غربـت و ماتـم، فقط به دست توست ۱۱ذیقعده۱۴۳۰ ۸ / ۸ /۸۸ ----------------------- * شعر از یاسر مالی ** فرازی از زیارت جامعه کبیره
+
نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 1:0 توسط آرام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یا لطیف!
« اوست كه شما انسانها را جانشینهای خود در زمین قرار داده تا شما را در مورد
سرمایههایی كه داده است در معرض آزمایش قرار دهد. » ( انعام/165 ) ![]() نمی دانم چه می خواهم بگویم زبانم در دهان بازبسته است * --------------------------------- تکمله: *...... - خواندن چند تا وبلاگ خیلی خوب این روزها قسمتم شده دارم آرشیوشان را زیر و رو می کنم - فکر کنم یکی از دلایل رغبت به خواندنشان؛ احترامی ست که نسبت به خوانندگانشان روا می دارند - در ضمن نوای وبلاگشان هم مزید بر علت شده نمی تونم دل بکنم ( یه خیابون بهشتی اسمش بین الحرمینه ... ) خدایا! خودت می دونی که این روزها چقدر بیشتر از همیشه محتاج نگاهتم ----------------------- بعد نوشت: بچه ها در ابتدا عاشق والدین خود هستند ، بزرگتر که می شوند آنان را به محاکمه می کشند و هنگامی که خود صاحب فرزند شدند والدین خود را می بخشند . (اسکار وایلد ) دوای درد مرا هیچ کس نمی داند
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 20:10 توسط آرام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یا لطیف!
چه خوشبخت هستند آنهايي که دوستاني دوربين دارند؛که انتهای بهشت را مي بينند. (نه برای دید زدن حوري ها و شير و عسلش ) بلکه چيزهايي را مي بينند که ديگران نمي بينند. دوستاني که درون آنها نفوذ کرده و طول وجودشان را اندازه مي گيرند. که سنگ شکن هستند؛ آن هم سنگ شکن قلب! که متخصص دياليز هستند آن هم دياليز قلب! دوستاني که خدا آنها را مي برد چون دلشان آزاد است و به چيزي جز خدا علاقه ندارند.
------------------------------------------------------------ تکمله:
- گفته بودند "ارميا" را بايد قبل از "بيوتن" خوانده باشي. نخوانده بودم. يک سال از خواندن بيوتن گذشت....( حکايت خريدن کتاب هم براي خودش پست جدا مي طلبد ) - گفته بودم کتاب ها در زمانی که لازم است به
دستت می رسند و وقتش که بشود آنها را خواهی خواندبعضی ها بعد مدتها در کتابخانه
ماندن؛ بعضی ها از همان لحظه که جلد کتاب را لمس می کنی. - این کتاب مفاهیمی را که بارها برایت تکرار
شده؛ چنان می گوید که ناگزیری آنها را با گوش دل بشنوی نه چون همیشه با گوش سر. و باید آن
را در یک گوشه خلوت بخوانی تا راحت اشک بریزی و زار بزنی چه اول ِ آن که حکایت دوست ِسنگ شکن
ِ قلب، را به تصویر می کشد؛ چه آخر آن که رفتن "روح خدا"در خرداد 68 راحکایت می کند. - حالا بعد ازخواندن "ارمیا" بهتر می فهمم که ارمیای "بیوتن" از کجا به این نتیجه رسیده بود که برای جامعه اش هیچ کاری نمی تواند بکند. هر کدام از ما در تنهایی جنگلی که سرراهمان می یابیم؛ می توانیم و باید سوال هایی از این دست داشته باشیم که کمال ما با پیشرفت جامعه چه ارتباطی دارد و پیشرفت جامعه چه تاثیری در کمالات مردمانش می گذارد؟ - ارمیا هنگام کار در معدن به جای یک کارگر، در
واگویه هایش با خود پرسشی دارد؛ اینکه چه فرقی - زمانی که ارمیا مانند ماهی بی دست و پای
حلال گوشتی شده بود روی زمین ِ بهشت زهرا زیر دست و پای مردمانی که حس غریبی آنها را
وادار می کرد که از دفن امام جلوگیری کنند، به زیارت
- بی بال و پر پریدن سخت است. کار هر
کسی نیست. و وقتی "ارمیا" را بخوانی می بینی که سعادتی است اگر حتی مسیری کوتاه از راه را با یکی
از این دوستان ِ سنگ شکن، همسفر شده و
قلبت را به او سپرده باشی. یک جور بیمه شدن برای
بقیه عمرت.
- یک بار دیگر مراتب قدردانی خودم به
امیر خانی را باید اعلام کنم که با کلمات جادویی و با جادوی کلمات توانست دیوانه گی های نهفته زیر خاکستر دل را بیرون بکشد. برایش دعا می کنم که شهید شود.
----------------------------- - "من او" یش را شش سال پیش قبل از تولد « آن سوی هفت پرده » خوانده بودم. از " بیوتن" هم در اینجا ها نوشته ام : ( البلا ء للولاء ... ) http://raahneshin.blogfa.com/post-48.aspx ( یخچال فهم ِ ذهنت را به برق ِ فهم ِ حیات دنیا که لعب است و لهو بزن!)
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 13:35 توسط آرام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یا لطیف!
دسته کليدِ مطلّايي که به من دادهيي، دَري از دَرهاي سنگياَت را باز نکرد تنها دروازههاي زخمِ مَرا گشود* مدتی است عده ای از آدم ها! به مدد کامپیوتر و اینترنت، دارای دو دنیای مجزا شده اند چه کسی و کجا می تواند برای این رابطه های تازه اسمی مناسب بگذارد؟ رابطه هایی که خواه ناخواه، ایجاد شده و می شوند و باید گوشه ای از زندگی واقعیت جایی برایشان پیدا کنی. ![]() -------------------- تکمله: * جمله بالای تصویر اول از نزار قبانی - چقدر با خودت کلنجار رفته ای که آیا حق داری خیلی ساده و با چند کلیک و حذف و اضافه؛ روی رابطه ای خط بکشی یا رابطه ای تازه آغاز کنی؟ حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم بعد نوشت : ای مخاطب شکوه های پنهان! تو اگر نباشی،به که می توان گفت حرفهایی را که به هیچکس نمی توان گفت؟! دوای درد مرا هیچ کس نمی داند
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 15:22 توسط آرام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یا لطیف! - ماه رمضانی سخت پشت سر گذاشته شد که از یک طرف گناهان دسته جمعی روزهای پیشینش جدید و نو بودند و برای آمرزیده شدن و پاک شدن از آنها نیاز به توبه هایی از نوعی دیگر!
- و آن گاه که خبری، حرفی، لطیفه ای، درشتی، ناسزایی و ... را تنها با یک دکمه ی ارسال همگانی؛ - و حالا چقدر اطمینان به پذیرفته شدن و شنیده شدن و بخشیده شدن داریم؟ - واز طرف دیگر هر سال که می گذرد بارم سنگین تر و رمضانم خالی تر و بی حال تر می شود؟ - خدایا! چرا اینقدر سخت امتحانم می کنی و درست زمانی که گمان می کنم خودت دعوت به دعایم کردی - کجا و چطوری این همه زمان از دست رفته را جبران کنم؟ دریغ و درد ... - و اینجا بیشتر به محملی برای پنهان کردن زخم ها و نیافتن مرهم تبدیل شده - حدیث توبه درین بزمگه مگو حافظ که ساقیان کمان ابرویت به تیر زنند دوای درد مرا هیچ کس نمی داند
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 13:52 توسط آرام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یا لطیف!
اعوذ بک منّی!
به عزم توبه نهادم قدح زکف صد بار
ولی کرشمه ی ساقی نمی کند تقصیر ![]() -------------------------------------- بعدنوشت ! - (دلینه ای از شهید مصطفی چمران): هرگاه دلم رفت تا محبت كسي را به دل بگيرد، تو او را خراب كردي خدايا به هركه دل بستم، تو دلم را شكستي عشق هر كسي را به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتي هركجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سايه اميدي و به خاطر آرزويي، براي دلم امنيتي به وجود بياورم، تو يكباره همه را بر هم زدي و در طوفانهاي وحشتزاي حوادث، رهايم كردي تا هيچ آرزويي در دل نپرورم و هيچ خير و اميدي نداشته باشم و هيچ آرامش و امنيتي در دل خود احساس نكنم تو اين چنين كردي تا به غير تو محبوبي نگيرم و به جز تو آرزويي نداشته باشم و به جز تو به كسي دل نبندم و به جز در سايه توكل به تو آرامش و امنيت احساس نكنم خدايا تو را براي همه اين نعمتها شكر ميكنم دوای درد مرا هیچ کس نمی داند فقط بگو به طبیبان دعا کنند مرا !
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 2:43 توسط آرام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یا لطیف!
هرصبح دم که دیده خود باز می کنم خطی دگر به یاد حسن تو آغاز می کنم در هر صبح ماه رمضان می گویم: خدایا شکر که یک بار دیگر من را در مهمانی ای دعوت کردی که خودت به تمام قامت میزبانش هستی و این که باور دارم هر چه بخواهم به من می دهی گر شبی در منزل جانانه مهمانت کنند گول نعمت را مخور مشغول صاحبخانه باش همه نعمت ها پیش خود صاحبخانه است. همه نعمت ها از درون او می جوشد. اصلا صاحبخانه خودش اصالت نعمت است؛ پس اگر با صاحبخانه باشیم همه نعمت از آن ماست ------------------------ تکمله: - به ما یاد داده اند که در این ماه باتری هایمان را شارژ کنیم برای استفاده در یازده ماه دیگر - و ما امید داریم که آنچه در این ماه در انبان خویش ذخیره می کنیم به سادگی از بین نمی رود چرا که شیطان در این ماه در بند است و نمی تواند آنها را بدزدد! - و ما در شب قدری که تا صبح سلامت است؛ چشم هایمان را باز نگه می داریم و زیاد دعا می کنیم تا در شبهای دیگر که خوابیم فرشتگان هوای ما را داشته باشند - خدایا ما در این شب ها در خاموشی چراغ ها برای خودمان گریه می کنیم و به همه ی ناحق کردن حق ها و همه ی دروغ ها و همه ی دل شکستن ها و ... فکر می کنیم و از آرزوهای خویش می گوییم تا تو هم به آنهافکر کنی وبرایمان تاییدشان کنی - و خدایا در این ماهی که برای ریاضت و سختی و مراقبه به ما عطا کرده ای یاد می گیریم که معشوق همه ناز است نه راز ویاد می گیریم چطور حتی در سختی ها نازت را بکشیم - و آهنگ این ماه شاید همین صمیمانه و نزدیک با خدا حرف زدن باشد؛ که خداوند همین حالا می شنود و همین حالا پاسخ می دهد ... فقط سیب را بخواه؛ در دست خود خواهی دید. 18 رمضان المبارک 1430 دوای درد مرا هیچ کس نمی داند فقط بگو به طبیبان دعا کنند مرا
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 1:22 توسط آرام
|
|
|||||
|
|||||